i love my heart when you love it!!!!

. . . تنهایی بهتر از گدائیه عشقه . .

لیلی گفت: امانتی ات زیادی داغ است. زیادی تند است.
خاکستر لیلی هم دارد می سوزد، امانتی ات را پس می گیری؟
خدا گفت: خاکسترت را دوست دارم، خاکسترت را پس می گیرم.
لیلی گفت: کاش مادر می شدم، مجنون بچه اش را بغل می کرد.
خدا گفت: مادری بهانه عشق است، بهانه سوختن؛ تو بی بهانه عاشقی، تو بی بهانه می سوزی.
لیلی گفت: دلم زندگی می خواهد، ساده، بی تاب، بی تب.
خدا گفت: اما من تب و تابم، بی من می میری...
لیلی گفت: پایان قصه ام زیادی غم انگیز است، مرگ من، مرگ مجنون،
پایان قصه ام را عوض می کنی؟

خدا گفت: پایان قصه ات اشک است. اشک دریاست؛
دریا تشنگی است و من آبم، تشنگی و آب. پایانی از این قشنگتر بلدی؟
لیلی گریه کرد. لیلی تشنه تر شد.
خدا خندید.

نوشته شده در شنبه 21 مرداد 1391 ساعت 01:24 ب.ظ توسط 2khtaretariki نظرات |


آخرین مطالب
» درکم کن....
» چایـــــــــــــــــ
» خداحافظ
» خدا منتظر هس....
» گاهی فقط یه صدا
» خوشبختی
» یهو...
» عشق من
» دلتنگی
» خدایا
» my birthday
» لیلی تشنه تر میشود
» میروی و با رفتنت مرا...
» همیشه ی خدا باید...
» برای من

Design By : LoxTheme.com